أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
324
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
فرزندان شيخ ابو سعيد ابو الخير بود و او را نظمى فايق و سخنى لايق بود و وعظ ميگفت و نصيحت ملوك ميكرد و سخن درشت با حكام ميگفت و تواجدى و استغراقى داشت و حكايات غريبه او را بود كه در آفاق ذكر آن ميكردند و مرقد او را در زاويه خود او كردند « 191 » . بىبى زاهده خاتون « 192 » صالحه متعبده بود و در نيت مخلصه كه اتابك بزاپه او را بزنى ستد و چون سلطان الب ارسلان بر فارس غالب گشت شهر شيراز از سلجوقيه باز ستد و اتابك بزاپه را والى شهر شيراز گردانيد و او در اين كار بود كه سلغريه غلبه كردند در سنه ثلاث و اربعين خمسمائه « 193 » پس اتابك بزاپه را در اصفهان بكشتند
--> ( 191 ) - مد : و مرقد او در زاويه خود است - و مرقده بزاوية الشيخ عز الدين لمصافاة كانت بينهما رحمة الله عليهم ( شد الازار ) . ( 192 ) - الست زاهدة خاتون - ( شد الازار ) - در نسخه م در حاشيه در مقابل اين عنوان بخطى الحاقى غير خط كاتب اصل نسخه نوشتهاند ( بقعه و مزار خاتون مشهور بخاتون قيامت ) حاشيه علامه قزوينى . ( 193 ) - جملهء از ستاره تا اينجا در هرسه نسخه بعينه به همين نحو است بى هيچ اختلافى و تفاوتى ، و در ترجمهء فارسى اين كتاب نيز فقرهء معادلهء اين جملهء عينا ترجمهء تحت اللفظى همين عبارت است بدون هيچ كم و زيادى ، بنابرين پس معلوم مىشود كه هيچ تحريف و تصرفى از نساخ در اين جمله روى نداده است و هرچه در متن مسطور است از قلم خود مؤلف جارى شده بوده است ، و معذلك در همين جملهء كوتاه دو سطرى سه غلط تاريخى بسيار بزرگ فاحش واضح روى داده است كه شخص از ملاحظهء آنها غرق درياى حيرت و تعجب ميگردد كه چگونه ممكن است شخص فاضل اديب عالمى كه تأليفى به اين نفيسى از تراجم مشاهير رجال شهر خود بيادگار گذارده تا اين درجه از تاريخ وقايع مشهورهء دنيا و سرگذشت طبقات مختلفهء ملوك و سلاطين و روابط صلحى و جنگى ايشان با يكديگر و ساير تحولات و تبدلات عظيمهء اوضاع عالم بىاطلاع و به اين اندازه تهيدست باشد كه اين گونه اباطيل پريشان مضحك را كه مثل عاميانهء معروف « خسن و خسين هرسه دختران معاويه » در جنب آن بسيار حقير و ناچيز است درهم بافته و در بطون دفاتر مخلد نمايد ، بارى آن اشتباهات از قرار ذيل است : اولا مؤلف گويد « وقتى كه سلطان الب ارسلان بر فارس غلبه كرد و آن ولايت را از دست سلجوقيان انتزاع نمود الخ » ، و حال آنكه خود سلطان الب ارسلان از اشهر مشاهير سلاطين سلجوقيه و دومين پادشاه بزرگ آن سلسله بود پس چگونه يك پادشاه سلجوقيه فارس را از دست سلجوقيان انتزاع نموده بوده است ؟ بديهى -